طولانی ترین آواز نهنگ

 کتاب، رمانی ۳۶۸ صفحه‌ای در حوزه ادبیات نوجوان است و از میان داستان‌های انگلیسی قرن بیستم انتخاب شده.  «الا» دختری هشت ساله که پس از ازدواج دوباره مادر با جک و بارداری او اکنون با دو رقیب روبروست: ناپدری ونوزاد جدید. به همین خاطر پیوسته در حسرت و آرزوی روزهایی است که با مادرش تنها زندگی می کرد و مادر فقط برای او بود. مادرهنگام زایمان دچار تشنج می شود و به کما می رود و الا ناچاراست با جک ناپدری خود زندگی کند. نگرانی او از سلامتی مادر، زندگی با ناپدری که دوستش ندارد، فاصله گرفتن دوستش سالی از او به دلیل این که چند روزی به مدرسه نرفته و اضافه شدن کارهای برادر کوچک و خوکچه هندی اش، همه و همه شرایط ناخوشایندی را برای او فراهم می کند. او پس از برخورد با پدر خود متوجه می شود که جک هم نامهربان نیست. الا با کمک جوزف همکلاسی دیگرش بر روی پروژه نهنگ ها کار می کند و پی می برد که برخی از نهنگ های نر برای جفت خود ساعت های طولانی آواز می خوانند. او پس از به دست آوردن سی دی آواز نهنگ ها آن را برای مادرش می برد. سرانجام پایداری و مقاومت وعشق و موسیقی معجزه می کند و مادر از کما بیرون می آید و به زندگی لبخند می زند.

داستان برای نوجوانانی که با مشکلات گوناگون از این دست روبرو هستند پیشنهاد می شود. این داستان همچنین به اهمیت موسیقی درمانی و نیروی قوی عشق نیز اشاره دارد .

 ژاکلین ویلسون نویسنده انگلیسی و متولد سال ۱۹۴۵ است. این نویسنده برای کتاب‌های خود در حوزه کودک و نوجوان مشهور است. رمان‌های او معمولا به موضوعاتی همچون طلاق، بیماری‌های ذهنی و تطابق با شرایط زندگی می‌پردازد. ویلسون تاکنون مجموعه‌های زیادی را برای کودکان به چاپ رسانده. مشهورترین مجموعه‌ی این نویسنده «تریسی بیکر» نام دارد که در سال ۱۹۹۱ به چاپ رسید. این نویسنده انگلیسی تاکنون بیش از ۲۰ جایزه بین‌المللی و داخلی ادبیات کودک و نوجوان از آن خود کرده که از جمله‌‌ی آن‌ها می‌توان به جایزه‌ی داستان برتر موسسه گاردین را نام برد. «بازی شجاعت»، «آن‌جا کسی هست؟»، «دختران اشک آلود»، «زادروز ویکی»، «خاطرات سوفی» و « آبی و عمیق» برخی از آثار این نویسنده هستند.


این کتاب را انتشارات افق با ترجمه نسرین وکیلی منتشر کرده است.

اندیشه سبز زندگی سرخ


این کتاب به «زمان و زندگی شیخ فضل الله نوری» می پردازد. مطالب ذیل، چکیده اندیشه های کتاب است:

1. در بخش آغازین این کتاب، حیات علمی، اجتماعی و سیاسی شیخ فضل الله مرور شده است. خاندان شیخ به طور عام از عالمان دین بوده اند. او در محضر بزرگانی چون پدرش، شیخ حسین فاضل لنکرانی (نیای آیت الله شیخ حسین لنکرانی)، سید مهدی قزوینی، آخوند سلطان آبادی، شیخ راضی، شیخ مهدی آل کاشف الغطاء، میرزا حبیب الله رشتی به تحصیل علم پرداخت و سرانجام، به همراه محدّث نوری (دایی و پدر زن خویش) در درس میرزای شیرازی حضور یافت و سرانجام به اشاره میرزا به تهران آمد تا «چشم بیدار» او در آن جا باشد. در بخشی از کتاب، به شخصیت آیت الله میرزا حبیب الله رشتی و مرحوم میرزای شیرازی و رابطه عمیق شیخ با ایشان و منزلت او نزد آنان، به ویژه میرزای شیرازی پرداخته شده است.
2. در بخش دیگری از کتاب، آمدن شیخ به تهران به فرمان میرزای شیرازی مورد بحث قرار می گیرد. مرحوم میرزا (به نقل شیخ حسین لنکرانی) سخنانی به این مضمون به شیخ گفته بودند که «تو جان عزیز منی، و من با ارسال تو، دارم پاره تنم را از خود دور می کنم؛ ولی چه کنم. حفظ کیان اسلام و استقلال ایران در این شرایط حسّاس، به وجود کسی چون تو احتیاج دارد». شیخ در این دوره از اقامت خود در تهران، خدمات پرشماری کرد؛ امّا اوج آن در جریان هایی مانند تحریم تنباکو بود که در این باره، نقش های سه گانه ای را عهده دار بود: 1. مجرای ارتباط و منبع اطّلاعات رهبر جنبش در پایتخت؛ 2. خنثا کردن تبلیغات سویی که ضدّ جنبش راه می افتاد؛ 3. نفوذ دادن روح دینی در جنبش و ریشه دار کردن هویت مذهبی نهضت.
3. از عمده ترین نقش آفرینی های شیخ، زمینه سازی جهت عزل امین السلطان روسوفیل و روی کار آمدن «خیرالموجودین»ها بود. عین الدوله میان همگنان سیاسی خود، از کسانی به شمار می آمد که روی خوش به بیگانه نشان نمی داد؛ ولی سرانجام تندروی او در سیاست داخلی باعث شد شیخ که عین الدوله در اوایل بسیاری از کارها را با نظر او انجام می داد نیز به مقابله با او کشیده شود.
4. جریان رویارویی مردم و روحانیان با عین الدوله، سرانجام نهضت عدالتخانه را شکل داد و شیخ در به بار نشستن این نهضت، سهمی عمده داشت. در اندیشه او، عدالتخانه که وکلای طبیعی اصناف و طبقات کشور در آن گرد آمده و بی دخالت در حوزه شریعت، دستورالعمل های مناسب برای اداره حکومت می نوشتند و بر حسن اجرای آن نظارت می کردند) مهاری قانونمند برای شاه و دولت به شمار می آمد. او که می دید فقط تبدیل مهره ها نمی تواند مشکلات سیاسی را ریشه ای حلّ کند، حمایت از چنین الگوی سیاسی را به صورت سیاست دوره نخست مشروطیت برگزید. بسیاری بر نقش موءثّر او در این مرحله صحّه گذاشته؛ امّا جریان مشروطه با تلاش سفارت انگلیس و عمّال آن، به انحراف کشانده شد و شعار مبهم و چند پهلوی مشروطه به جای شعار عدالتخانه نشست و با تلاش غربگرایان، حتّی قید اسلامی و مشروعه از عنوان نظام جدید حذف شد.
5. با انحراف نهضت مشروطه و طرح شعارهای جدید، شیخ، شعار مشروطه مشروعه (به معنای لزوم محوریت قوانین اسلامی در نظام مشروطه و مجلس) را مطرح کرد تا مگر آب رفته ز جوی را بدان باز گرداند و در این جهت، اصل نظارت فقیهان طراز اوّل را طرح کرد.
6. هنگامی که مجلس و در واقع سفره رنگین انجمن های ماسونی و شبه ماسونی را محمّدعلی شاه برچید، شیخ، مشروطه را هم چنان مثبت می انگاشت؛ امّا به تصریح خود او، خواستار تأسیس مجلس محدود و به دور از هرج و مرج بود.
7. فرجام انحراف در جریان مشروطه، چنان شد که شیخ موضع تحریم مشروطه را پیش گرفت و این امر، در واقع تلاشی برای احیای عدالتخانه بود.

 این کتاب نوشته حجّت الاسلام و المسلمین علی ابوالحسنی (منذر) می باشد.

طناب کشی

ميخ هاي گره خورده(طناب‌کشی)
سیدمجتبی مومنی
طرح روي جلد دو ميخ كج و كوله را نشان مي‌دهد كه در هم گره خورده‌اند. ابزاري جادويي كه براي باز ‏كردن‌شان راه حل ساده‌يي وجود دارد. راه حلی که بعد از باز شدن گره برای اولین‌بار، تکرار خوش آیندی دارد. ماجرای رمان طناب کشی در بغداد اتفاق می‌افتد، دیکتاتور عراق سقوط کرده، فارس برای خرید سلاح به نزد ابوحامد می‌رود. او سلاح را تحویل می‌گیرد و خود را آماده انتقام از مادر می‌کند. او که سال‌ها انگ حرام‌زاده بودن را با خود حمل می‌کرده می‌رود تا به کمک برادرش فهد، راحله مادرش را که نفرت بسیاری از او دارد بکشد.

 راحله که دختری ایرانی‌ست ‌که با عبدالرحیم عراقی ازدواج کرده. عبدالرحیم به جنگ ایران و عراق اعزام می‌شود. عبدالرحیم که نمی‌خواهد در جنگ شرکت کند، به خانه‌اش در نجف می‌رود و با کندن گودالی در آنجا تا پایان سقوط صدام مخفی می‌شود. راحله به همه اعلام می‌کند که شوهرش در جنگ مفقود شده است، فارس و فهد با اختلاف سنی یک ساله پس از مفقود شدن عبدالرحیم به دنیا می‌آیند. همه حتی پدر و مادر راحله بچه‌ها را حرام‌زاده می‌دانند. فارس به خانه می‌رود و می‌خواهد به طرف مادرش شلیک کند که مادرش راز مخفی شدن عبدالرحیم را برای او و فهد برملا می‌کند.
كتاب طناب كشي نوشته مجيد قيصري است كه نشر چشمه منتشر كرده ‏است. قیصری متولد سال 1345 در تهران است. صلح اولین مجموعه داستان قیصری در سال 1374 منتشر شد. جنگی بود جنگی نبود، طعم باروت، نفر سوم از سمت چپ، ضیافت به صرف گلوله و باغ تلو بخشی از دیگر آثار قیصری است.
قیصری در مورد طناب‌کشی می‌گوید: «این‌جا هم جنگ ایران و عراق و آدم‌هایی که درگیرش بودند و خاطرات تلخی را همراه خودشان می‌کشند، هستند. در واقع راوی من عراقی‌یی است که برای تحصیل به ایران آمده و بعد در لحظه‌ی سقوط دیکتاتور دوباره به عراق بازگشته است و ما از خلال دفترچه یادداشت ‌های او به ‌مرور به همه‌ی لحظه‌های دشوار زندگی او، جنگ و آوارگی و مهاجرت می‌رسیم.»
طناب‌کشی داستانی واقع‌گراست که برای مخاطبان بزرگسال نوشته شده است. داستان از موضوع نو و بدیعی برخوردار است و کمتر نویسنده‌ای تاکنون به آن پرداخته است. داستان از کشش و تعلیق خوبی در سراسر آن برخوردار است و خواننده نسبت به سرانجام ماجرا تا پایان داستان علاقه‌مند و کنجکاو باقی می‌ماند. منتقدین معتقدند در قسمت پایانی وقتی گره داستان باز می‌شود، نویسنده با کش‌دار کردن موضوع سعی در کشش بیشتر مخاطب برای همراهی دارد و طرح جلدی که برای کتاب انتخاب شده در واقع به مدل کشش داستان نویسنده مربوط است.
بخش از این رمان را در ادامه می‌خوانیم:
«داشت به فشنگ‌ها نگاه می‌کرد. نمی‌دانم، شاید هم داشت به آن ابروهای مشکی فکر می‌کرد. احساس کردم به وقت بیشتری نیاز دارد تا فکر کند. من هم پاپی‌اش نشدم. سرگرم کلت شدم. وقت تنگ بود. می خواستم کلت را امتحان کنم. نمی‌توانستم ریسک کنم. تلویزیون یعنی «او». یعنی حضور همیشگی «او». حضوری که اگر نخواهی ببینی‌اش، نتوانی. با تکرار حرف‌ها و رفتارش، «او» را همچون بتی کوچک در ذهن ما جا داده بودند. کاش می‌توانستم به «او» شلیک کنم. این را حالا می‌فهمم که «او» نیست. یک آرزو بیشتر در سر نداشتم، آرزویی دست نیافتنی، و آن شلیک میان دو ابرویی بود که سال‌ها باعث خفت و بی‌آبرویی ما شده بود. ابرویی که وقتی می‌ایستادم جلوی آینه آن را می‌دیدم. وقتی می‌نشستم سر سفره، آن را در صورت فهد، درست روبروی خودم می‌دیدم. هیچ راه فراری از دست «او» نداشتم، مگر شلیک دو گلوله میان آن دو ابرو. بیست و دو سال در انتظار چنین لحظه‌ای بودم . حالا آن لحظه داشت با رقص و پایکوبی به طرفم می‌آمد.
...

فرشته ها قصه ندارند بانو

«فرشته‌ها قصه‌ ندارند بانو» اولین مجموعه قصه از سیدعلی شجاعی و شامل 14 داستان کوتاه اوست که البته بعضی از آنها از نظر مضمون و درونمایه، فاصله بسیاری با یکدیگر دارند و تنها به حکم کوتاهی کنار هم چیده شده و یک مجموعه داستان را شکل داده‌اند.

شجاعی که کتاب خود را در بنگاه انتشاراتی پدرش ـ سیدمهدی شجاعی، خالق آثاری چون «کشتی پهلوگرفته» و «سقای آب و ادب» ـ به چاپ رسانده در این کتاب، جز در دو داستان، کم‌تر به فضای نوشته‌ها و کتاب‌های پدرش نزدیک می‌شود و گویی سعی می‌کند خود را به عنوان نویسنده‌ای متفاوت از پدرش نشان دهد. بنابراین هرچه در آثار سیدمهدی شجاعی، شاعرانگی و لطافت قلم مشاهده می‌شود، در داستان‌های سیدعلی شجاعی پر از تلخی و سیاهی است و خشونت، خیانت و انتقام در این کتاب، حرف اول را می‌زند.
 فرشته‌ها قصه‌ ندارند بانو

داستان اول، همان نام کتاب است؛ «فرشته‌ها قصه‌ ندارند بانو». در این داستان سه شخصیت مطرح هستند:‌ نویسنده، مهرداد و بنفشه. نویسنده دارد داستان مردی را می‌نویسد که به اجبار تن به ازدواج با بنفشه داده، اما از سه سال قبل، همزمان با ازدواج خود، عاشق مهکامه بوده است. مهرداد، اما بعدها متوجه می‌شود که مهکامه دختری فاسد بوده و حالا انتقام او و زندگی ناخواسته با بنفشه را یکجا می‌گیرد. او را به جنگلی می‌برد و به وسیله مردانی که اجیر کرده، بر بدن بنفشه زخم وارد می‌کند.

«فرشته‌ها قصه‌ ندارند بانو» داستانی فوق‌العاده تلخ و تاریک است. نویسنده با داستان خود می‌گرید و دلش به حال هر دو شخصیت خود می‌سوزد، اما هیچ کس نمی‌فهمد بنفشه در این میان چه گناهی مرتکب شده که ظالمانه پاسوز علاقه شوهرش به مهکامه شود و چنین عقوبتی را تحمل کند.
* عاشقانه‌های یک سه‌شنبه بارانی

خیانت اما تم داستان دوم است؛ مضمون مورد علاقه نویسنده که با پوششی از عاشقی به مخاطب ارائه می‌شود. «عاشقانه‌های یک سه‌شنبه بارانی» حکایت یک مرد متأهل است که از برقراری رابطه با دختری جوان حذر نمی‌کند. نگار، علاقه به فرهاد را بدون واهمه مطرح می‌کند و آنچه در این میان به چشم می‌خورد، یک رابطه کاملاً جسمی و زمینی است که میل به لمس کردن بدن در آن توصیف می‌شود. نگار ـ که نامزدی به نام بهروز دارد ـ به سادگی عشق خود را به فرهاد ابراز می‌کند و ناباورانه می‌گوید که خوشی‌ها پایانی ندارند! با این وصف، یعنی که هر زن می‌تواند علاوه بر همسر خود با مردان دیگری نیز رابطه عاشقانه‌ برقرار کند.


هرچند تغییر مداوم زاویه دید برای کشف درونیات شخصیت‌های داستان، آنها را ملموس و عینی کرده، اما گاهی باعث سردرگمی مخاطب می‌شود.
* پرهیب تاریکی از چند زن

داستان سوم، رفتار محفلی و فمینیستی عده‌ای از زنان نویسنده را روایت می‌کند که می‌خواهند علیه یک نویسنده مرد موضع بگیرند. دیالوگ‌ها در این داستان، چنان مردانه و چاله میدانی است که خواننده فکر می‌کند نویسنده اگر فحاشی و ناسزاگویی را چاشنی کارش نمی‌کرد، گویی موفق نمی‌شد!

نویسنده در همین داستان هم اشاره‌ای هرچند گذرا به مضمون «خیانت» دارد و همین قضیه را دستمایه مقابله زنانه با اثری قرار می‌دهد که از طرف یک نویسنده مرد آفریده شده است: «حواست باشه برای زنت و دوست دخترت یه عطر بخری!»
* وقت باریدن ماه

چهارمین داستان از این مجموعه قصه‌ای با تم و روایت بسیار متفاوت نسبت به سه داستان قبلی است. نویسنده در این داستان، شفا گرفتن یک کودک معلول و عقب‌افتاده را روایت می‌کند که حالا خودش خادم حرم اباالفضل العباس (ع) است. هرچند داستان از اشکالات نگارشی و لحن شعارگونه به شکل ملال‌آوری رنج می‌برد، اما پایان‌بندی خوب و مناسب شاید بتواند آن را از کلیشه‌گرایی دینی نجات دهد.
* مجلس شبیه‌خوانی شبیه گم‌گشتگی یونس

نویسنده در داستان پنجم مجموعه خود کدهای نوستالژیک به مخاطب می‌دهد و سعی دارد با یادآوری گذشته، احساسات او را در مسیر همذات پنداری با شخصیت‌های داستان برانگیزد. اشاره به محله امین‌الدوله و سایر محله‌های قدیمی تهران، این داستان را برای خوانندگان سن و سال‌دار خواندنی‌تر و ملموس‌تر می‌کند. فرزندی از فرزندان خانواده، سال‌ها پیش گم شده و مادر، همواره چشم‌انتظار اوست. مبهم قرار دادن سرنوشت آن جوان، تعلیقی به مراتب بهتر و قوی‌تر نسبت به داستان‌های قبلی به وجود می‌آورد، اما کاش تردید غیبت یونس (فرزند گم‌شده خانواده) پررنگ‌تر و عمیق‌تر بود.
* امتداد سفید و بلند اندوه

باز هم خیانت! منتها این بار از مرد داستان سر می‌زند. نصرت، شاعری اهل میخوارگی و پستی و رذالت، زن اولش را با آزار و اذیت فراری داده و حالا دارد به همسر دومش نیز دروغ می‌گوید. او در اندیشه زن دیگری به نام پریساست که با طرح دایره‌ای باز به اول قصه برمی‌گردد و ....

پیدا نیست سیدعلی شجاعی چرا اینقدر در پی مضمون خیانت حرکت می‌کند و چرا دوست دارد این موضوع را دستمایه داستان‌های خود قرار دهد؟
«فرشته‌ها قصه‌ ندارند بانو» اولین مجموعه قصه از سیدعلی شجاعی و شامل 14 داستان کوتاه اوست که البته بعضی از آنها از نظر مضمون و درونمایه، فاصله بسیاری با یکدیگر دارند و تنها به حکم کوتاهی کنار هم چیده شده و یک مجموعه داستان را شکل داده‌اند.
* آسمان‌تر از سپیده

باز هم خیانت! این بار از یک زن سر می‌زند و شوهرش گذشت می‌کند. نویسنده در هفتمین داستان از مجموعه، دست به توصیف و فضاسازی مبهم و به خیال خود شاعرانه می‌زند. او در مرز رویا و بیداری، جهان باقی را با تمام خوبی‌ها و شکوهش می‌بیند. گویی جا و مکان مرد را به او نشان داده‌اند و زبانش برای بیان آنچه در خواب و بیدار دیده، قاصر و ناتوان است.

نویسنده تلقین می‌کند که امیر، عاشق خوبی‌ها شده و خورشید را در آغوش خود گرفته است، اما داستان برای تعریف ملاک‌های نویسنده از واژه خوبی، کوتاه و کم‌توان است. آخرش هم معلوم نمی‌شود اینکه او عاشق خوبی‌ها شده یعنی چی و آیا چنین پاداشی، مزد بخشش زنی است که در زندگی خیانت کرده یا نه. با این حساب، هرکس همسر خائنش را ببخشد، خدا خورشید خوبی‌ها را به دامنش خواهد رساند!
* چقدر بوی خون می‌آید

داستانی است درباره سقط جنین و زنی که به خاطر پذیرش در دکتری آکسفورد، بچه‌اش را می‌اندازد. داستان هشتم «فرشته‌ها قصه‌ ندارند بانو» داستانی سرراست، روشن و قابل قبول است که سیاه و سفید جامعه را تغییر نمی‌دهد و برخلاف داستان‌های قبلی، سعی نمی‌کند قبح زشتی‌ها و پلیدی‌ها را با کلماتی از جنس داستان بریزد.
* حیات مسأله‌گون یک خاطره

نویسنده در ترجیع‌بند مورد علاقه‌اش یک بار دیگر سراغ موضوعات حیثیتی با دستاویز قرار دادن بنیان‌های خانواده می‌رود و این بار، آن را در قالبی ساده‌لوحانه می‌ریزد. زنی به نام پروین می‌خواهد از دانشجوی مورد علاقه‌اش در دوران دانشجویی صرف اینکه آن جوان او را دوست نداشته و این شیفتگی یک طرفه بوده است، انتقام بگیرد. آن زن به جوان مورد نظر انگ تجاوز به خود می‌زند و با این کار، خشایار (شوهر او) نیز وارد ماجرا می‌شود و می‌خواهد زنش را به واسطه این خودزنی و حرکت کودکانه تنبیه کند.

طرح داستان بسیار سست و ضعیف است و آنقدر این رفتار پروین ابلهانه به نظر می‌رسد که داستان از باورپذیری خارج می‌شود.
* صبا و ناهید و مهتاب، صنم نیست

چند دختر دبیرستانی می‌خواهند با دبیر مجرد خود شوخی کنند. آنها چند روش را با خود در میان می‌گذارند و می‌خواهند با سوء استفاده از دلسوزی خانم مقدم، او را بچزانند. عبارات و اصطلاحات سبک و سخیف دخترهای دبیرستانی، دقیقاً شبیه شخصیت‌های داستان «پرهیب تاریکی از چند زن» است. آنها با حیله صبا، نامه‌ای به دست خانم معلم می‌رسانند. صبا در آن نامه به دلیل مشکلات شدید عاطفی و مسائل خانوادگی از خودکشی‌اش خبر داده است. داستان همانطور که بچه‌ها پیش‌بینی کرده‌اند، جلو می‌رود.

خانم مقدم حسابی به هم می‌ریزد و درصدد نجات صبا برمی‌آید، اما ... شما هم که این نقد را می‌خوانید، حتماً حدس زده‌اید که کار برای صبا تمام شده و همه آنچه در نامه برای معلمش نوشته بوده، حقیقت داشته است؛ پدری معتاد که مادرش را به تن فروشی مجبور می‌کند و او را نیز. داستان، سرانجامی لو رفته دارد.
* هر روز جان جوانی تازه بال

داستان یازدهم مجموعه قصه‌ای سوررئال است. مردم شهر، هر روز برای آرامش آتشفشان باید جوانی را قربانی کنند. این داستان به نظر سمبلیک می‌آید، اما پیدا نیست این قربانی دادن نماد کدام سنت و سبک زندگی ماست. کوه، سمبل ایستادگی، مقاومت و صبوری است و در امثال ما بسیار آمده، اما آتشفشان حکایت دیگری است و جوانانی از بهترین مردمان شهر را به مسلخ بردن، بر پیچیدگی داستان می‌افزاید.
* آیین باشکوه مرگ در حمام

چرا سیدعلی شجاعی اینقدر علاقه دارد داستان‌های تلخ و سیاه بنویسد. خشونت، تهدید، خیانت، تهمت و ... در بیش‌تر داستان‌ها موج می‌زند و پیدا نیست چرا در داستان دوازدهم کتاب هم از یک ماجرای ساده، یک قتل درست می‌کند. خیانت این بار در میان دو دوست و شریک تجاری.

مونولوگ‌های محاوره‌ای یکی از دو شخصیت داستان، تماماً راه‌های خودکشی را به خوانندگان داستان می‌آموزد. حیف که سقف خانه‌ها برای حلق‌آویز کردن مطمئن نیست یا خوردن دارو، زود آدم را از پا در می‌آورد و ...! یکی باید بگوید آیا کیفر خیانت در امانت پس از 30 سال دوستی این است که یکی از طرفین به شخص خائن بگوید: آمده‌ام اینجا که خودکشی‌ت بدهم؟ آدمی که اینقدر خوب و نجیب است آیا وقتی مورد اتهام واقع می‌شود، دست به کاری می‌زند که اسمش قتل و نمودش خودکشی است؟

فضاسازی و توصیف بسیار رقیق و کم‌اثر از ضعف‌های این داستان کتاب است.
* لبریز از عبور

آشکارا پیداست که داستان سیزدهم، انتقام‌جویی از یکی از نویسندگان منتقدان ادبی کشور ماست. داستان در افکار و اندیشه‌های منتقد می‌گذرد و او چنان دچار غرور و خودبینی است که گمان می‌برد پدر نقد ادبی ایران است و .... آقای منتقد در مراسمی حضور دارد که قرار است به خیال خودش از او تقدیر کنند، اما در پایان نام دیگری خوانده شده و تمام رویاهای او نقش بر آب می‌شود.

غیر از آنکه این داستان هم پایان لو رفته‌ای دارد، بوی مشمئزکننده انتقام‌جویی نویسنده از یک فرد مشخص و شناخته‌شده را به مشام می‌رساند.
*‌ بی‌تابی کلمات تب‌دار یک لیلا

داستان آخر اما بسیار شیرین، پاک و عاشقانه است. یحیی، علی‌اکبرخوان تعزیه، لیلا را دوست دارد؛ همان دختر بی‌زبان و زیبارویی که سال‌ها می‌شناسدش. یحیی بیمار و تب‌دار به میدان می‌رود و همراه با حاج ناظم تعزیه را در تکیه می‌خواند. لیلا با چشمانی اشک‌آلود کنار تکیه شربت می‌دهد و یحیی مانده که اگر لیلا شفا بگیرد و او را نخواهد، چه باید بکند.

معرکه کربلا با جوش و خروش درونی یحیی گره می‌خورد. میدان تعزیه، صحنه جنگ و درگیری می‌شود و نهایت، لیلا به حرف می‌آید و مصرعی از شعرهای علی‌اکبر را به زبان جاری می‌سازد.

کنار هم قرار دادن دو نام لیلا و علی‌اکبر، پاکی این عشق و محبت را و دلدادگی لیلای کربلا و فرزندش علی‌اکبر را به ذهن می‌رساند و سرانجام کتاب «فرشته‌ها قصه‌ ندارند بانو» با این داستان خوب و قابل قبول به پایان می‌رسد تا مجموعه‌ای از داستان‌های ناهمگون و بی‌ربط، کنار هم به حیات خود در قامت یک مجموعه داستان ادامه دهند.

رمان قدیس


رمان قدیس، نگاهی است تاریخی به بعد حکومت‌داری حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در 5سال دوران خلافت آن حضرت. این رمان در اصل روایتی است از زندگی کشیشی که دوست دارد کلکسیونر کتب و اسناد خطی باشد و در این کار اشتیاق فراوانی برای جمع‌آوری کتاب‌های خطی دارد. خیلی‌ها بر این باور هستند که همیشه عشق آدم را نجات می‌دهد و حالا ما در رمان با همین پدیده مواجه هستیم. عشق کشیش به کتب خطی، او را به مردی تاجیک می‌رساند که می‌خواهد کتابش را بفروشد. اما همیشه در مسائلی که ارزش مادی داشته باشد، شیطنت هم وجود دارد. مرد تاجیک توسط یک عده جنایتکار کشته می‌شود و خانه کشیش هم مورد سرقت قرار می‌گیرد.

و این آغاز ماجرایی است که در نهایت کشیش را به مطالعه سرگذشت حضرت امیر(ع) علاقه‌مند می‌کند. کشیش مسیحی که در مسکو زندگی می‌کند، دوران کودکی و بخشی از زندگی‌اش را در بیروت گذرانده و اکنون نیز مجبور می‌شود برای حفظ جان خود به بیروت برود. جایی که هم برخی اقوام او در آنجا زندگی می‌کنند و هم دوستان محققی چون جرج جر داغ نویسنده کتاب «الامام علی صوت‌العداله‌الانسانیه» انتظارش را می‌کشند.
با سفر کشیش به لبنان، ماجراها شکل گیراتری به خود می‌گیرد و البته داستان وارد روایت های تاریخی می‌شود. و نویسنده تلاش می‌کند وقایع تاریخی پیرامون بعد حکومتی امام علی(ع) را یکی بعد از دیگری با پیچ‌وتاب‌هایی تعریف کند. و همین موضوع باعث می‌شود که به نظر برسد نویسنده کمی از موضوع روایت اصلی داستان که در واقع خود کشیش مسیحی است دور شده است. کشیشی که در نوعی مظلومیت خاص قرارگرفته، اما به‌سوی حق رهنمون می‌شود و در می‌یابد که مظلومیت او در مقابل علی(ع) چیزی نیست.
رمان کنایه‌های فراوانی دارد که حکام نالایق کشورهای عربی را نشانه می رود و درست آنها را ادامه حکومت بنی‌امیه و بین عباس معرفی می‌کند. و در همین باب گفت و گوهای خاصی هم بین شخصیت های داستان صورت می‌گیرد. بخصوص گفت‌وگوی خواندنی کشیش و جرج جرداغ در مورد حکومت در اسلام.
باوجود اینکه نویسنده از ترکیب خوبی برای روایت زمان حال و زمان تاریخی رمان استفاده کرده و یک راست روایت های اصلی را در پیش‌گرفته و کتابش را نوشته است، اما می‌توان اقرار کرد که داستان بسیار هوشمندانه از پیچ‌وتاب های یک رمان پلیسی هم بهره برده. و کلاً می‌توان گفت حاصل کار کتابی خواندنی و لذت‌بخش است.
در پایان رمان، جنایتکاران مسکو دستگیر می‌شوند و کشیش با گنجی بزرگ در دل که در سفر بیروت یافته است به کشورش بازمی‌گردد و شاید عظمت همین گنج است که جابجایی چمدان های او در فرودگاه را چندان مهم جلوه نمی‌دهد!
در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:
«کشیش همان طور که فنجان قهوه در دستش بود پرسید :اگر داشتن حکومت دینی به معنای بقای دین نیست،پس چرا حاکمان دینی پس از علی اصرار به استقرار حکومت دین داشتند و حکومت را لازمه‌ی دین می‌دانستند؟مثل بنی‌عباس و بنی‌امیه که مدعی بودند نابودی حکومتشان مساوی نابودی دین است.
جرج پاسخ داد:کافی است افکار آنها را در برابر افکار و سخنان علی قرار دهی؛خواهی دید که بنی‌عباس و بنی امیه دروغ می‌گویند.آنها حکومت را برای دنیا خودشان می‌خواستند و به دین تمسک می‌جستند.دین بهانه‌ای بود تا حکومت کنند.دین را در خدمت قدرت خود می‌خواستند،نه حکومت را در خدمت دین.اگر لازمه‌ی بقای دین حکومت بود،پس باید همه‌ی پیامبران الهی الزاماً دارای حکومت می‌بودند.و از ادیانی که حکومتی نداشتند،نباید نشانی باقی می‌ماند.حکومت از نظر علی،ابزار و وسیله بود نه اصل دین؛وسیله‌ای در خدمت دین و برای خدمت به مردم.اگر شرایط برای ایجاد حکومت کافی نباشد،دین هرگز نیست و نابود نمی‌گردد».
کتاب قدیس، نوشته ابراهیم حسن بیگی در 300 صفحه و به همت انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است. قیمت پشت جلد این کتاب(چاپ اول 1390) 7200 تومان است.

اطلس تاريخ جهان


هيجان انگيز و خواندني، همراه بابيش از 60 نقشه شامل اطلاعاتي درباره‌ي ملت‌ها، امپراتوري‌ها، تغييرات اجتماعي و مذهبي، تصويرهاي رنگي، جدول‌هاي زماني وقايع تاريخي و نقشه‌هاي نمايشگر مرزهاي سياسي و جغرافيايي، اطلاعاتي در زمينه‌ي مذاهب، حكومت‌ها، عصرِ اكتشافات، دوره‌ي استعمار، امپراتوري‌ها، صنعت، تكنولوژي، جنگ، هنر، علم، حوادث تاثيرگذار جهاني و چهره‌هاي مشهور تاريخ با نگاهي سرزنده و سرگرم‌كننده، عكس‌هايي جالب از مردم و وقايع تاريخي قرون گذشته، كشف مراكز با شكوه فرهنگي مانند بابل، كارتاژ، قرطبه، تنوچتيتلان و قسطنطنيه


سفر به كاخ‌هاي ايران‌باستان، شهرهاي پوبلر در آمريكاي شمالي، صومعه‌هاي دورافتاده‌ي اروپايي، شهرهاي قلعه مانند آمريكاي جنوبي، قلعه‌هاي ژاپني و آسمان‌خراش‌هاي آسياي جنوب شرقي، شرح زندگي مردمي كه به كشاورزي، تجارت و دريانوردي پرداختند، به جنگ رفتند، به حكومت رسيدند و نظريه‌هايي جديد مطرح كردند.

نشر افق

اتحادیه ابلهان


تصویری نمادین از دنیای آمریکایی با چاشنی طنز . این کتاب دارای یک نویسنده روشنفکر و تحصیلکرده است که از دیدگاه بسیاری یک احمق چاق و بی فایده است .


حرکت کردن بر خلاف جریان این شخصیت سبب شده است که گمان شود وی فاقد هر نوع لذت جسمانی غیر از شهوت خوردن است زیرا وی علی الدوام در حال خوردن است البته اگر منصفانه تفکر کنیم باید گفت او همیشه درحال تفکر است تفکری که از دیدگاه برخی عصبیت است . 

رمان «اتحادیه ابلهان» در میان مردم امریکا اثری بسیار محبوب است و بسیاری آن را یک شاهکار کمیک مینامند که شخصیتهای حقیقی و قابل لمس و به تصویر کشیدن موقعیتهای پوچ زندگی، سبب باورپذیری آن شده است.

نشر به نگار

دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ


دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ» با برخورداری از 1000 عکس مستند تاریخی، 200 نقشه و 40 جدول و نمودار آماری به بازار عرضه شده و در تدوین آن از بیش از 300 منبع مکتوب و 30 مصاحبه با فرماندهان و مسؤولان جنگ بهره‌برداری شده است. 200 عکس اختصاصی نیز برای کتاب تهیه و تولید شده است. همچنین عکس‌های مختلفی در کتاب از جنگ هشت‌ساله قرار دارد که برای اولین‌بار منتشر می‌شوند.

ناشر درباره اين اثر جامع توضيح داده است: «در خصوص جنگ هشت‌ساله ایران و عراق تاکنون منابع مکتوب فراوانی منتشر شده که برخی از آن‌ها با استقبال مخاطبان عام نیز مواجه شده است. اغلب این آثار مکتوب دارای تصاویر محدودی بوده‌اند که امکان بازسازی رویدادها را در ذهن مخاطب به شکل محدود فراهم کرده‌اند. در کتاب «دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ» به دلیل استفاده از حجم فراوان عکس، نمودار، نقشه و تصاویر گرافیکی این امکان برای مخاطب ایجاد شده تا تمامی آن‌چه را در بخش‌های متنی کتاب مطالعه می‌کند، در ذهن خود بازسازی کند.


در خصوص نقشه‌های استفاده‌شده در کتاب نیز بايد گفت بخش عمده‌ای از نقشه‌های به کار گرفته‌شده در کتاب‌های پیشین، نقشه‌هایی نظامی بوده که برای عموم مردم قابل فهم نبوده‌اند، اما در این کتاب حدود 200 نقشه با استناد به اطلس‌های معتبر بازآفرینی و طراحی مجدد شده که مطالعه آن برای عموم مخاطبان قابل فهم است. انتشار جدول‌های آماری براي کمک به مخاطب و امکان مقایسه میان موضوع‌های مختلف از ديگر ويژگي هاي اين کتاب ذکر شده است.

مخاطبان کتاب در کنار مطالعه بخش‌های متنی، 200 نقشه از عملیات‌های جنگ ایران و عراق را مشاهده می‌کنند و در فصل‌هایی جداگانه جنگ‌افزارهای استفاده‌شده در جنگ، لوازم شخصی رزمندگان، رسانه‌های جنگ و .... نیز به صورت تصویری به مخاطب معرفی شده‌اند.

جعفر شیر علی نیا

نشر سایان


ادبیات هر دوره‌­ای زبان مکتوب و نشان‌دهنده دیدگاه­‌های افراد آن مقطع زمانی خاص است. هر دوره و رویداد بزرگ اجتماعی، ادبیات خاص خود را هم در پی دارد که جلوه­‌های نگرش افراد آن جامعه به پیرامونش است.
قصه­‌های 57 شامل داستان­‌های کوتاه پرمخاطب و تأثیرگذاری است که از همان اوایل انقلاب تا امروز نوشته و به همت کارشناسان عرصه داستان جمع‌آوری شده است.

تاریخ ادبیات داستانی ایران شاهد فراز و نشیب­ها و دگرگونی­‌های متفاوتی بوده و پیش چشم داشتن آن برای علاقه‌مندان مفید خواهد بود. هر نویسنده‌­ای در مواجهه با نمونه‌­های داستان كوتاه، مهم­‌ترین تجربیات را می­‌آموزد و چنانچه اهل تحقیق باشد با در اختیار داشتن آنها می­‌تواند تحلیلی در خور از حال و هوای مردمان آن روزگار ارائه كند.

وقایع نگاری یک زندیق


مردمان از دیرباز هجرت می‌کردند از دیار خود به هزاران امید. امید زندگی، امید زنده ماندن... و گاهی به جبر. مردمان از دیرباز آرزوی رسیدن به دوردست‌ها را داشتند، آن سوی کوه‌ها، رسیدن به فردا، آینده، جایی که خانه پریان بوده ‌است. وقایع‌نگاری یک زندیق، روایت سوداطلبی کسانی‌ست که به جبر زمانه رانده شدند از یار و دیار خویش. روایت مردمی که عمرشان را بر سر رسیدن به سرزمین برآورده شدن خواسته‌هاشان گذاشته‌اند و در طلب آن، رنج‌ها کشیده و دیروز و فرداها را در مجازی واقعی سیر کرده‌اند.

خواننده در این داستان باز به اساطیر حقیقی‌ای که در زمان‌های نه چندان دور با زندگی و زبانمان آمیخته بود ـ قبل از هجوم دنیای جدید به سنت ـ بازمی‌گردد. اساطیری اخذشده از واقعیت‌های زندگی و چه بسا حقیقت زندگی مردمان آن روزگار.

داستان زندگی رحمان‌عاشق‌ها و سوگل‌ها و کمال‌یاغی‌ها و مردم دهی که این ماجرا برشان گذشت. اسطوره قومی که در حصاری خودساخته از غربت دنیای جدید چون آمیش‌ها دوری گزیدند. روایت زندگی مردمانی روستایی و رنج‌هایی که می‌بردند و مهرها و دشمنی‌های خاص خود را داشتند.

روایت سرزمینی که مردمانش با ورود مدرنیته گذشته خود را به باد داده ومستحیل در مظاهر آن شدند. وقایع‌نگاری یک زندیق روایت جمعی زندیق است که به اجبار از سرزمین خود کوچ کرده و به زمین یخ‌بسته ایدئولوژی‌های انسان وارد شده‌اند. این کتاب داستان زندگی پریشان مردم سرزمین خودمان است، از هنگام طلب دنیای جدید تا به امروز.

مصطفی جمشیدی

عصر داستان

لحظه های انقلاب


لحظه‌­های انقلاب به شما از روشن­فکران آن زمان، از کدکنی­‌ها و میرصادقی‌­ها گرفته، تا مردم کوچه و بازار، تا بنگاهی­‌های بسازبنداز کرجی، تا شعار­های مردم آذری‌زبان، تا افسران خجل از مردم، تا سربازان مجبورِ مظلوم، تا محله یهودی­‌ها و مسیحی­‌ها و زردتشتی­‌ها، تا دختران مینی‌ژوپ‌پوش که خود بدون این که کس بگوید چادر به سر می­‌کشند، تا پسران عشق بریژت باردو و گوگوش که اکنون بدون نظر سویی به دختران همچون خواهر نگاه می­‌کنند و حالا در راهپیمایی­‌ها و جنگ و گریزها فریاد می­‌زنند: خمینی عزیزم، بگو که خون بریزم و تا ... تا آنجا خواهد گفت که آرزو خواهید کرد، خود خودتان آنجا بودید و چون مردان آذری پا می­‌کوبیدید و از دل فریاد می­‌زدید:
بختیار، بختیار
نوکر بی­‌اختیار
فرودگاهی آچمامیش (تا فرودگاه را خودمان باز نکردیم)
رهبریمیز گَل مَمیش (تا رهبرمان نیامده است)
الفرار، الفرار، الفرار

آنچنان که حسرت خواهید خورد چرا روز فرار بزرگ ارتش­تاران، شاهنشاه! نبودی تا در خیابان، دست در دست جوانان که چون برادران و خواهرانت آشنا هستند اما هیچ اسم و نشانی ازشان به دلیل خفقان نداری، برقصی و بخوانی و اشک شادی بریزی.
راوی که خود در تمامی صحنه­‌ها حضور داشته از نویسندگان و روشنفکران آن دوران است اما بر خلاف اکثریت هم‌پیاله­‌هایش، از آن­ها دل کنده و به درون مردم خزیده تا با مردم نفس بکشد و گریه کند و بخندد و فریاد زند. و در این گیر و دار خواننده می­بیند سرتاپای انقلاب را، بدون شعار و گزافه گویی، تنها آنچه که بوده.
لحظه­‌های انقلاب را باید خواند، گیرم برای یک بار؛ تا بدانی چه داشت آن لحظه‌­ها که ملتی را چنین­وچنان کرد، آنگونه که هیچ هراسی از قدرت­های بزرگ عالم ماده نداشتند و جان برایشان بازیچه‌­ای بیش نبود. تا بدانی در کدامین گوشه­‌ها و کوچه­‌های شهر هنوز باقی­ست آنچه باقی­ست.
«لحظه­‌های انقلاب» بازخوانی روایت مردمانی­‌ست که در جستجوی نورند.

محمود گلابدره ای

عصر داستان

خوش نشین



اغلب زندگی‌هامان آنقدر تکراری و ملال‌آور شده که دیگر هیچ قصه‌ای را نمی‌توانیم از آن بیرون بکشیم و مدتی را به آن سر کنیم. اغلب چنان اسیر گرفتاری‌‌های روزمره خویش شده‌ایم که دیگر جزئیات زندگی ما را به هیجان و خوشی وا نمی‌دارد. اغلب آنقدر غرق در مشکلات و خستگی‌های برخواسته از خواسته‌های خودیم که دیگر محبت‌های عمیق را که بروز و ظهوری هرچند کوچک دارند، نمی‌بینیم.

اگر با این کتاب به دنبال داستانی از زندگی‌های پر از ماجراهای شگفت انگیز و... می‌گردید، توصیه نمی‌کنیم هیچ‌گاه دست به خریدش ببرید!
این کتاب داستان زندگی‌ای ساده همچون زندگی خودتان است. البته با تفاوتی عظیم! و آن دیدن و بازگو کردن حرف‌ها و نشانه‌هایی است که در قیل و قال روزمر‌گی‌هایمان گم شده است. روایت یک زوج از جنس خودمان. با تمام فراز و نشیب‌های زندگی. روایت خانه‌دار شدن و فرار از مستأجری و قهرها و آشتی‌های زن و شوهری و عشق پدر و مادری و... .
قصه یک زندگی ایرانی در همین امروزه روز ِخومان.

علی موذنی

عصر داستان


ادامه نوشته

بعد از مدت ها

مدتها پیش یادداشتهای محمد شریف را در برگه های پرینت شده خواندم وبسیار منتظر بودم که چشمم به جمال مطبوعه آن هم روشن شود که در نمایشگاه92در روز سوم آن موفق به دیدارش شدم.

انصافا شعرهای لطیف ودلنشینیست.



تو که راهی شدی نمی دانی،معنی بی قرار یعنی چه..
مثل یک ماهواره ی تنها،گم شدن در مدار یعنی چه..
حمله ی لشکر غزل دیدی؟،امشب از حس شعر لبریزم
غرق آرامشی نمی فهمی،لحظه ی انفجار یعنی چه..
می روی سمت یک فراموشی..،چمدانی گرفته دستت را..
شاعری بی قرار می فهمد،سوتِ تلخِ قطار یعنی چه..
با صدای رسا که می خندی،بنده مسئول خنده ها هستم
بی خیالی تو و نمی فهمی،شانه ی زیر بار یعنی چه..
دل من را زدی به دریاها،این دلی که ندیده دریا را
چشم دریایی ات به من فهماند،آبی بی گدار یعنی چه..
مدتی می شود پر از دردم،مثل یک سال پیش حال خودت
تو خودت هم که خوب می دانی،قرص..روزی سه بار یعنی چه..
آه!با میله های مواجی،چشم های تو در محاصره است
مژه هایت به من نشان دادند،آسمان در حصار یعنی چه..
شاعری خسته از غزل هایش،سمت باران دوباره راه افتاد
هیچ کس..هیچ کس نمی داند،پرسه در لاله زار یعنی چه..

قم همیشه غریب و دلگیر است،باز هم شکر حق که "بانو" هست..
تو که طهرانی و نمی فهمی،غربت یک دیار یعنی چه..

محمد شریف

نشر نیماژ

امپراطوری رو به مرگ؛ امپریالیسم آمریکا و مقاومت جهانی

کتاب«امپراطوری رو به مرگ؛ امپریالیسم آمریکا و مقاومت جهانی» توسط فرانسیس شور در سال 2010 نوشته شده و توسط انتشارات راتلج(Routledge)به چاپ رسیده است.

این کتاب را علیرضا طیب ترجمه و در اردیبهشت ماه سال 1390، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران آن را منتشر کرده است. این کتاب مشتمل بر مقدمه، سه بخش و نتیجه گیری است. بخش نخست با عنوان«ساخت بندی ها و ساخت گشایی های امپریالیسم»به سه فصل تقسیم شده است. فصل نخست با عنوان«مشکلات امپریالیسم: بنای امپراطوری آمریکا و مبارزه با آن» مرور فشرده ای هم بر تاریخ بلند امپریالیسم آمریکا به ویژه سمت گیری های نژادی و جنسیتی آن است و هم بر ظهور ساخته ای ایدئولوژیک به نام«قرن جدید آمریکایی»(new american century)و چالش های ایدئولوژیک صورت گرفته با بازگویی نومحافظه کارانه آن توجه کرده و به بررسی انتقادی این موضوع که ایالات متحده ژاندارمی است که خواه برای ایفای نقش جهانی تمایل داشته یا نسبت به آن بی میل باشد، ظاهراً چاره ای جز مقابله با تمام خلافکاران جهان و تحقق تمام و کمال«قانون و نظم»به سبک آمریکایی ندارد، پرداخته است.

در این فصل بذل توجه خاصی به این ادعا که امپراطوری آمریکا طبیعتاً نیرویی به نفع خیر جهان است، شده است. فصل دوم«متلاشی شدن دژ آمریکا: فروپاشی حصارهای امپریالیستی و داخلی»نام دارد. در این فصل به تخصیص بی اندازه بودجه دولت فدرال آمریکا به پروژه های امپریالیستی و نیز آنچه امنیت داخلی خوانده می شود، پرداخته شده است. موفق نشدن آمریکایی ها در ایجاد«مردم سالاری»و «پیشرفت فوری»در کشورهای اشغال شده، مورد بررسی قرار گرفته و آمده است که هزینه کرد مستمر برای پروژه های نظامی و امپریالیستی در خارج، منابع اقتصادی لازم برای تلاش های ضروری بازسازی تأسیسات حیاتی و ایجاد جامعه ای برابر و پایدار در داخل آمریکا را با چالش مواجه ساخته است. علاوه بر این، دولت آمریکا برای توجیه اقدام های بین المللی خود به نهادینه سازی ناامنی و ترس در جامعه مبادرت کرده و به برقراری دولت امنیت ملی مبادرت کرده و آزادی های سیاسی و اجتماعی را محدود کرده است.

موسسه ابرار معاصر

ادامه نوشته

دشتهای سوزان


ماجراي دشتهاي سوزان در خوزستان عهد ناصرالدين شاه مي گذرد. آن زمان كه انگليسي ها افتاده اند به جان خاك اين منطقه و وجب به وجبش را دارند براي نفت بو مي كشند.


فضاي حاكم بر خوزستان آن دوران و تناسبات قومي و قبيله اي كه امور مردم را مديريت مي كند به خوبي در داستان نشان داده شده است. اما شايد مهمترين بخش داستان كه خيلي خوب در بين سطور نشسته است حضور و نقش آفريني انگلستان در ايران عهد ناصري است.

ماجراهاي رمان جوري پيش مي رود كه بدون ايجاد دلزدگي و يا خارج شدن از روند اصلي داستان با انبوهي از اطلاعات و روايات تاريخي روبرو مي شويد.

صادق كرميار پيش از اين هم سابقه نوشتن رمانهاي تاريخي دارد كه معروفترين آن ناميراست. اگر ناميرا را خوانده باشيد مي توانيد حدس بزنيد كه كرميار چه جور روايتي را پيش رويتان قرار خواهد داد.

صادق کرمیار

نشر نیستان


ادامه نوشته

نام من سرخ

كتاب "نام من سرخ"كتابي درباره گذشته نه‏چندان دور تركيه است. آن زمان كه نام پر طمطراق امپراتوري عثماني را به دوش مي‏كشيد، اما كتاب درباره امپراتوري و امپراتور نيست، بلكه درباره زندگي مردم آنگونه كه واقعا بوده و هست، است.

درباره زماني كه اگرچه امپراتور عثماني و پادشاه صفوي يكي در استانبول و ديگري در اصفهان به حكومت مشغولند ؛ اما فرهنگ، چنان در هم تنيده است كه كسي در بند آن نيست كه فلان شاعر يا فلان داستان ملك طلق اصفهان بود يا استانبول!

شايد در آن زمان كسي به اين موضوع دقيق نمي‏شد كه در رمان نويسنده‏اي كه تنها نوبل ادبي منطقه را ربوده است همانگونه كه اسامي شهرهاي تركيه مي‏آيد، اسامي شهرهاي ايران هم برده ميشود و شايد اندكي بيشتر . يك سوي آن ارزروم است، يك سو هرات، سوي ديگر بغداد و افسانههاي آن شاهنامه است و خسرو و شيرين و ليلي و مجنون.

  نام من سرخ كتابي درباره هنر و بهخصوص مينياتور هم هست. ميتوان آن را خواند و اطلاعات زيادي در مورد مينياتور و مكاتب آن، مكتب هرات، مكتب قزوين و... يافت. مينياتور در اين داستان نقشي محوري دارد نه‏تنها از اين رو كه هنر اصيل شرقي است بلكه هم از اين رو كه نوعي بازتاب زندگي در اين تمدن است و از اين ديدگاه «نام من سرخ» حاوي انديشهها و تصورات هنري است.

اورهان پاموک

نشر چشمه


آفتاب پرست نازنین



” آفتاب پرست نازنین” قصه خانواده ای عراقیست که به دنبال قاتل پسرشان و عده ی دیگری از بیگناهان که قربانی اهداف و منش حزب بعث شده اند به ایران می آیند تا به دنبال قاتل که حالا بعد از سقوط صدام به ایران گریخته است بگردند.در این راه مادر و دختری را گروگان می گیرند و شکنجه می کنند که تصور دارند همسر و فرزند قاتل پسرشان است.

“آفتاب پرست نازنین” رمانی است که با دو راوی قصه را به پیش می برد. در فصول ” بی دهان حرف می زنم” راوی اول شخص ، دخترک شیرین عقلی است – هنوز مطمئن نیستم که شیرین عقل واژه درستی برای این آدم باشد – که با توهمات و فانتزی های ذهنی اش زندگی می کند.تعاریف او از دنیا با تعاریف ما متفاوت است. همین می شود که این دخترک در نزد عموم ، شیرین عقل نشان داده شود ، صفتی که شاید شایسته ی او نیست. در فصول ” این طوری هم می شود گفت ” راوی سوم شخص آگاه است و از زاویه خود داستان را پیش می برد.

محمدرضا کاتب

نشر هیلا

اسفار کاتبان


سعيد پسر مسلمان و اقليما دختر يهودي در دانشگاه درس مشتركي دارند و قرار است تحقيق مشتركي در باب قديسين و تاثير آنها در رفتارهاي اجتماعي داشته باشند .  آنها تصميم مي گيرند كه شروع تحقيق از بررسي زندگي چند قديس باشد . سعيد به سراغ زندگي خواجه اي مي رود كه پدرش كاتب مجدد روايتش بوده و اقليما از كتب قديم يهود و سفرنامه جدش كمك مي گيرد و هر دو تحقيق به يك نقطه مي رسند و سعيد و اقليما عاشق مي شوند و ....



اين كتاب اولين رمان آقاي خسروي بوده كه موفق به دريافت جايزه مهرگان ادب به عنوان بهترين رمان در سال 79 هم مي شه . در ضمن آقاي خسروي از شاگردان آقاي هوشنگ گلشيري بودند و اين كتاب را هم به ايشون تقديم كردند .


 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

به بعضي چيزها نمي شود فكر نكرد ، حتي اگر آدم آن چيزها را فراموش كند ، خودشان را تحميل مي كنند ، براي همين چيزهاست كه بايد گريه كرد ، گريه كردن هم ارادي نيست ، گاهي حتي گريه باعث مي شود كه انسان موقعيتش را درك كند كه تنها شده و هيچ كس با او نيست .


نمي شود براي كسي چيزهايي گفت و چيزهايي نگفت ، شنونده بلاتكليف مي ماند كه دارد مثلا به چه چيزي گوش مي دهد .


سابقه ي آشنايي آدم ها اصلا مهم نيست . آنكه بيشتر مهم است نزديكي روحي است .


تنهايي ، آدم ها را به هم شبيه مي كند .

ابوتراب خسروي

 

انتشارات قصه

از وبلاگ بست بوک

خاطرات تن

اولین رمانی بودکه از عرب زبانها خواندم.جدا کتاب دلنشین وجذابی بود .به گمانم بتوان من اوی عرب نامیدش.خالد که از انقلابیون الجزایریست بعد از آنیکه دستش را دریکی از عملیاتها از دست می دهد به توصیه پزشکی به نقاشی روی می آورد.

ساکن پاریس است ودل خسته از انقلابی که در انقلابشان رخ داده است.در عین حال نقاشی شده است مشهور که درباره اش مینویسند ومی گویند.در یکی از نمایشگاههای آثارش دختری را می بیند که چند دهه پیش به سفارش پدر دختر که از فرماندهان انقلابی بود برای گرفتن شناسنامه دختر به قسطنطنیه رفته بود وهم اکنون دختر نه درمقام دختر هم رزم شهیدش بلکه در لباس معشوقه اش برای جلوه گری می کند.

لابلای کتاب پراست از پل هایی به تاریخ گذشته دور ونزدیک وحال الجزایر والبته پل جزءکلید واژه های اصلی این رمان نیز هست.

کلمات فوق العاده وجملات خوش ترکیب ونگاههای عبرت آمیز به انقلاب از نکات جذاب کتاب بود.

احلام مستغانمي

رضا عامري

 

انتشارات افراز

سالنامه العبد


اولین اثر نشر کتابستان با همکاری دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله بهجت . سالنامه العبد. سالنامه سال ۱۳۹۲ هجری شمسی. به همراه سالنامه نجومی.


ویژگیهای سالنامه العبد:
احادیث کتاب جهاد با نفس در هر روز
منتخبی از اقبال الاعمال سیدبن طاووس
منتخبی از اشعار آیت الله بهجت
زندگینامه و خاطراتی چند از آیت الله بهجت

یادشعرهای شیرین دبستان

اين كتاب، مجموعه اي است شامل بيش از يك قرن داستان ها و لطيفه هاي كتاب هاي دبستاني ايران به همراه تصاوير آنها. مطالب كتاب، از حكايت هاي مندرج در كتاب هاي فارسي دبستاني، از اواخر دوره قاجار تا سال 1390 برگرفته شده است. علاوه بر آن مطالبي كه در كتاب هاي چاپ قفقاز و تركيه براي آموزش فارسي گنجانده شده است، در اين كتاب به چشم مي خورد.

«ياد شعرهاي شيرين دبستان»، خوانندگان را با تحولاتي كه طي يك صد سال گذشته در حوزه كتاب هاي درسي دبستاني روي داده، انواع داستان هاي كودكانه و شيوه هاي گوناگون آموزش زبان فارسي در اين يكصد ساله آشنا مي كند.

پيشگفتار كتاب با اين جملات آغاز مي شود:

تمام چوب ها و كتك هايي كه از ناظم مدرسه خوردم حتي فلك شدنم زير سر پاسبان بود. يعني از پاسبان شروع شد. مي گويند: محيط انسان را مي سازد، همه بدخلقي ها كج تابي ها و بدرفتاري هاي من از كلاس اول دبستان آغاز شد. تازه الفباي فارسي را ياد گرفته بودم. همين ياد گرفتن الفبا براي من و بچه هاي ديگر هم كلاسي ام زجرآور بود، روش آقا معلم براي ياد دادن، اين گونه بود كه هفته اول (الف تا ي) را كه در صفحه اول كتاب بود بارها و بارها براي ما مي خواند و ما، همصدا با آقاي معلم مي شديم، هفته دوم و يا سوم بود ما به ترتيب از ميز اول بلند مي شديم و مي رفتيم سمت راست آقاي معلم مي ايستاديم و او گوش ما را مي گرفت با اولين پيچي كه به گوش ما مي داد مي گفت شروع كن ما بايد يك نفس از (الف تا ي) را سريع و با صداي بلند از حفظ بخوانيم تا لحظه اي كه به (ي) مي رسيديم گوش ما در منگنه شست و انگشت اشاره آقاي معلم در فشار بود ...

درست است که در گذشته شیوه بد تنبیه کردن بچه ها وجود داشته، ولی مفاهیم درست آموزش داده می شد. امروز آن تنبیه ها حذف شده، ولی آموزش های مفید از طریق شعر هم تقریبا حذف شده است.

ما در گذشته با نوع آموزش هایمان کودکی را تربیت می کردیم که می دانستیم قرار است با اجتماع ارتباط داشته باشد. پس شخصیت او را رشد می دادیم و مطمئن بودیم خود به خود در جامعه نیز بدرستی رفتار خواهد کرد. ولی ما امروزه می خواهیم کودکی را تربیت کنیم که انگار اصولش از پیش ساخته  شده است. یعنی می خواهیم به او چیزهایی را القا و دیکته کنیم که تقریبا این مسائل برای خود کودک هم ملموس نیست...

این کتاب ما را به دوران فارغ البالی که مملو از خوبی ها بود، می‌برد. ما را پشت همان نیمکت‌های رنگ رو رفته و ترک خورده شصت، هفتاد سال پیش ‌برمی‌گرداند و به ما می‌آموزد که باید این‌گونه باشیم.

اکبر قره داغی

نشر بهجت


بعضي از كتاب ها براي ما قصه مي گويند تا بخوابيم، و بعضي ديگـر قصه مي گويند تا ما بيدار شويم. كتاب «از كوتهي توست كه ديوار بلند است» مجموعه اي از داستان ها، جملات و حكايت هاي داراي حكمت است كه در واقع براي خودشناسي و داشتن يك زندگي شاد گردآوري شده اند. مايه و اساس بسياري از حكايت هاي اين كتاب در زمينه عرفان و روانشناسي است.

اين كتاب حدود 120 حكايت و 70 شعر از شاعراني چون مولانا را در بر مي گيرد و براي حكايات و شعرها اشارات و نتيجه گيري هايي هم درج شده است. بعلاوه 280 جمله هم از مشاهير جهان در اين كتاب ذكر گرديده. هدف نويسنده در اين اثر به گونه اي است كه مهارت هاي زندگي و موفقيت را در قالب داستان و حكايت معرفي كند.

در پندي از كتاب با عنوان «پشتكار جادو مي كند» مي خوانيم: فروشنده جوان سرانجام براي كار در دفتر رئيس پذيرفته شد. رئيس به او گفت: «اي جوان! تو بايد خوشحال باشي كه من تو را در اينجا پذيرفته ام! تا قبل از تو پنج فروشنده را رد كرده ام». فروشنده جوان گفت: «مي دانم قربان من هر پنج تاي آنها بوده ام!»

نيم كيلو باش، ولي خودت باش!

كتاب «نيم كيلو باش، ولي خودت باش!» مجموعه ای از حکایات، جملات و اشعار الهام بخش برای خودشناسی و ساختن یک زندگی شاد و موفق است.

این کتاب که ترکیبی از داستانهای کوتاه، حکایات و جملات مشاهیر جهان است با هدف خودشناسی و زدودن نقاب از چهره به رشته تحریر درآمده است. از داستانهای ملانصرالدین هم در این اثر استفاده شده. برخی از داستانها خنده دار است اما در پس خنده، حقایق زیادی را برملا می کند و انسان را به فکر وا می دارد. در پایان داستانها که غالباً یک یا دو صفحه است، نتیجه گیری روانشناسی شده است.


در این اثر هدف این است که به مخاطب «خود بودن» و «برداشتن نقاب» را متذکر شود و نشان دهد که نیاز نیست افراد نقابی روی صورت داشته باشند بلکه اگر «خود واقعی» باشند، میتوانند به آرامش برسند. امید آنکه در جاده زندگی، خواندن این کتاب چراغی باشد برای رسیدن به اهدافتان

سعید گل محمدی

نشر آسیم

تاریخ جهان


برای کسانی که می خواهن با یک کتاب شمایی کلی از حوادث تاریخ جهان داشته باشند بسیار کتاب خوبی است.اصلا خواندن تاریخ برای این است که دیگر لازم نباشد به اندازه بشریت عمر کنی.

تاریخ جهان تحولات و رخدادهای بشر را در چهل فصل از عصر حجر تا انرژی هسته‌ای با زبانی بسیار ساده و صمیمی، بی‌تکلف، شیرین و جذاب روایت می‌کند، چنان‌که کثیری از خوانندگان آن در گروه‌های سنی و سطوح آموزشی مختلف گفته‌اند .

از مطالعهٔ این کتاب نه‌تنها بسیار لذت برده‌اند، بلکه آن را دریچهٔ نوینی به جهان تاریخی و تاریخ جهان یافته‌اند و بر آن شده‌اند که با کتاب‌های دیگری، مطالعه تاریخ را پی بگیرند. مفسر لوس‌آنجلس‌تایمز می‌گوید گامبریچ به تاریخ جان می‌بخشد و خواننده را همراه خود در سفینه‌ای زمان‌پیما بر فراز تاریخ جهان به پرواز درمی‌آورد و او را همواره در طول کتاب به سیر و سلوکی فکری و عاطفی میان گذشته و حال وامی‌دارد.

نشر نی

استاد عشق


گاه که غرق اندیشه در پیچیدگی های زندگی خویش هستیم، یک کتاب ارزشمند میتواند نگاهی جدید و راهگشا برایمان به ارمغان بیاورد.

آن وقت مجبور به تحمل بعضی از سردرگمی ها نیستیم. استاد عشق، عنوان درخور کتابی است به قلم ایرج حسابی پیرامون زندگی پرافتخار پدرش، پروفسور محمود حسابی. مردی که دیدگاه حیات اش به وسعت نام او در دوران ممات اش بود.

استاد عشق در بازگویی روز های بازپسین از همه می گویند،از پدر،مادربزرگ ،همسر و هرکس که در گذر زندگی دستی و آغوشی به مهربانی به سویشان گشوده اند.

از مادر بزرگ خود بار ها از لفظ خانم یاد می کنند و آنجا که فرزندانشان در پرسشی ناخواسته و نا به هنگام از لفظ خانم و آقا و تاکید هماره پدر می پرسند  در پاسخ به تاکید می گویند:«خانم و آقا بودن آسان نیست،سابقه و تربیت و نجابت باید فراهم باشد.ایمان و اعتقاد از ارکان خانم و یا آقا بودن است،اگر خانم و آقایی به این مرتبه برسند می دانند که چه کارهایی باید انجام دهند و چه کارهایی نباید انجام دهند.یا به قول حافظ آنقدر هست که بانگ جرسی می آید...خانم و آقا هیچ "اه دروغ نمی گویند و در نشست و برخاست و خیلی از مسائل اجتماعی اداب لازم را رعایت می کنند.»

در صفحه 62این کتاب استاد تعریف می کند که :تازه زمان هایی که کار داشتیم،وضع مان نسبتا خوب بود.اما اوقاتی هم فرا می رسید،که بیکار بودیم .شب ها که همه می خوابیدند،با برادرم توی کوچه های بیروت راه می افتادیم،و از پشت هشتی در خانه ها،نان خشک جمع می کردیم،نان ها را به خانه می آوردیم و می شستیم و روی پارچه ای پهن می کردیم تا آبش گرفته شود.بعد نان ها را به جای غذا،می خوردیم ....


کتاب حاضرنگاهی گذرا به زندگی وتلاش های پرفسور سید محمود حسابی،پدرعلم فیزیک ومهندسی نوین ایران دارد. ایرج حسابی در این کتاب بخشی از زندگی پرفراز ونشیب پدر بزرگوارشان را بازگو میکند.استاد،تنها شاگرد ایرانی پرفسور اینیشتین بوده،وتئوری "بینهایت بودن ذرات "ایشان در میان دانشمندان وفیزیکدانان جهان شناخته شده است.یاد وخاطره استاد برای همیشه ی تاریخ،درذهن وحافظه ملت ما جاودانه خواهد ماند.


 خواندن این کتاب رو به همه دوستان ،خصوصا اونهایی که میخواهند تلاش وانگیزه شان در زندگی بیشتر بشه ودر برابر ناملایمات صبور تر باشند توصیه میکنم.من این کتاب رو خواندم ولذت بردم.امیدوارم شما هم از خوندنش لذت ببرید.

لحظه های انقلاب

«لحظه‌های انقلاب» روایتی مردمی از انقلاب اسلامی است
لحظه‌های انقلابِ گلاب‌دره‌ای اولویت دادن به روایت مردمی از انقلاب و دست گذاشتن روی احساس و وقایع و کنش‌گری مردم و درگیری آن ها در روند انقلاب را پی‌ می‌گیرد. خواندن لحظه‌های انقلاب حسی به خواننده می‌دهد، از جنس «پایی که جاماند» و «نورالدین پسر ایران» و «دا»، یعنی ژانر فراموش‌شده‌ی              انقلاب مردمی نه صرف تقلیل انقلاب به بعضی چهره‌های مهم.
او در این نوشته‌ صرفاً دانای کل راوی وقایع یا حدیث‌نفس‌کننده نیست. گزارش وقایع بر اساس دردها و احساس مسئولیت نگارنده نسبت به اجتماع خودش نگاشته شده است.

 راوی هم اول شخص است که حالاتش را دارد بازتاب می‌دهد، اما این گزارش مثل خیلی موارد مشابه دیگران به حدیث نفس نگارنده محدود نشده و تقریباً چیزی از خود بر آن نیفزوده است، یعنی احساسات نگارنده‌ی درگیر ماجرا حس می‌شود. به تعبیری منِ نویسنده بزرگ‌تر از اصل ماوقع نیست، حتی از نمایش ضعف‌ها و ترس‌های خود نیز ابا ندارد.

با آدم عادی رو به رو می‌شوی که ممکن است هزار خراب کاری فردی هم داشته باشد، اما دغدغه‌ها و احساس مسئولیت‌ها او را به کنش‌گری‌های مهمی واداشته و حال بدون تغییر در حال روایت‌گری آن است. گلاب‌دره‌ای نماد مردم ایران است که دین‌داریِ جمعی دارند ولی ممکن است دین‌داری فردی‌شان به این محکمی نباشد. خلقیات منفی خود نگارنده و مردم هم به خوبی نمایش یافته است. و به تعبیر خودش دغدغه‌ی عمل به وصیت برادران و خواهران خیابانی‌اش که در فرایند مبارزه همراه بوده است دارد.


 نگرانی از آینده‌ی انقلاب و جامعه هم برای او وجود دارد: «یکی در درونم حرف می‌زند. صدایش را می‌شنوم . صدایش را به وضوح می‌شنوم. بیخ گوشم می‌گوید: «اگر کار انقلاب تمام شود و تو ببینی، حتی یکی از خواسته‌های این خلق، عملی نشده و تو و این محرومان مظلوم هم چنان باید در فقر و فلاکت و بدبختی و بی‌پناهی خودتان دست و پا بزنید آن وقت چه خواهی کرد و چه خواهی گفت و چه خاکی بر سرت خواهی ریخت؟»
هم خود نشان داده که نسبت به جامعه نگاه مسئولانه‌ی غیراشرافی و نخبه‌گرایانه دارد هم به نقد جدی روشن‌فکران دور از مردم پرداخته و از زدن این روشنفکران ابایی ندارد:
 - تمسخر روشن‌فکرهای ترسو که می‌گویند «ما مسئولیم. ما باید تغذیه‌ی فکری خلق را تامین کنیم» اما در فرایند مبارزه حاضر نیستند. «می‌مونه همین آدم‌فروشا که هم می‌خوان کار نکنن و هم می‌خوان مفت بخورن و مفت بپوشن و پز هم بدن و طرفداری هم بکنن و در ضمن نوکر اربابای سابقشونم باشن اون وقت حالا که ارباب نیست معلومه چه خواهند کرد. این انگل‌ها از زمانی که در طول تاریخ بشر دیدن می‌شه کار نکرد و به عناوین مختلف از زیرش در رفت، کار نکردن و از زیر کار شونه خالی کردن و هی حرف زدن.» این حرف‌ها هم در قالب وقایع واقعی گفته و با سیر متن که جلو می‌روی بر خلاف بسیاری موارد مشابه حالت بیانیه‌گون از آن احساس نمی‌شود.
  لحظه های انقلاب-محمود گلابدره یی-عصر داستان

 

 

فصل شیدایی لیلاها

مرگ برپیشانی فرزندان آدم ،آن چنان آشکار و هماره نقش بسته است که گردنبند بر گردن دخترکان و خلخال بر پایشان .و من چنان مشتاق ملاقات پدران و اجدادم هستم که یعقوب به دیدار یوسف ،و برای این ضیافت سرزمینی از آن من مهیاست که قتلگاهم شود.آن روز را می بینم که در بیابانی میان نواویس و کربلا، گرگ ها به بدن پاره پاره ام، گرسنگی و به خون رگ هایم، عطش فرو می نشانند.

 گریز و گزیر نیست از روزی که حضرتش قلم به مرگ تقدیر کند، چنین است که خشنودی اش، رضایت ما اهل بیت است و صبر بر بلایش، بنیان باور ما. پس هر آن کس که می خواهد در راه ما خونش را هدیه کند و قلب سردست گیرد و جان فدا کند، برخیزد و همراه شود و بر کاروان عزم نشیند، که من – چنان که خدای خواهد –  فردا پای در رکاب عزیمت خواهم نهاد..."


اتفاقات پیرامونی قیام کربلا، از جهت متعددی با زندگی امروز ما قابل انطباق است. به طور مثال: شیوه ی مواجهه یاران امام حسین (ع) با امام معصوم عصر خودشان می تواند الگوی مناسبی برای انسان های امروز باشد و به ما نحوه ی صحیح جهت گیری در برابر امام زمان (عج) را آموزش می دهد    

فصل شیدایی لیلاها روایت هفت نفر از داخلان در حادثه کربلاست  که اسامی آنها را کمتر شنیده ایم؛ با بیانی جدید و نو روایت می شو؛ شخصيت‌هايي كه به رغم اهميت و عظمتي كه داشته‌اند، تاكنون كمتر مورد توجه تاريخ‌نويسان رسمي و نويسندگان  بوده‌اند.                                                                                                                                   فصل شیدایی لیلا ها نامی است که سید علی شجاعی، برای کتاب خود برگزیده است. نویسنده در این کتاب به بعد معنوی حادثه عاشورا می پردازد. این کتاب در 23 فصل و 182 صفحه توسط انتشارات نیستان روانه بازار نشرو کتاب شده است.

 

ريشه‌هاي تاريخي امثال و حكم (دوره دو جلدي)



نويسنده در اين مجموعه دو جلدي معني و ريشه‌هاي تاريخي بيش از 300 مثل و اصطلاح را بررسي كرده است. مطالب كتاب به شيوه فرهنگ‌هاي لغت به ترتيب حروف الفباي سرشناسه تنظيم شده‌اند و با تشريح تاريخچه‌ي "آب از سرچشمه گل‌آلود است" آغاز و با توضيح "يهودي سرگردان" پايان مي‌يابد.
در اين كتاب همچنين استاد انجوي شيرازي در مقدمه‌اي سي صفحه‌اي اهميت فرهنگي امثال و حكم را براي خواننده توضيح داده و خلاصه‌اي از تحقيقات انجام شده قبلي در اين رابطه را به او معرفي كرده است.

در ذيل شناسه "آب از سرچشمه گل‌آلود است" مي‌خوانيم:

"... روزي همين خليفه از عربي شامي پرسيد: "عاملان من در ديار شما چه مي‌كنند و رفتارشان چگونه است؟" عرب شامي با تبسمي رندانه جواب داد: "اذا طابت العين، عذبت الانهار" يعني: چون آب در سرچشمه صاف و زلال باشد در نهرها و جويبارها هم صاف و زلال خواهد بود. هميشه آب از سرچشمه گل‌آلود است. عمر بن عبدالعزيز از پاسخ صريح و كوبنده عرب شامي به خود آمد و درسي آموزنده بياموخت. 

بعضيها اين سخن را از حكيم يوناني ارسطو مي‌دانند، آنجا كه گفته بود: "پادشاه مانند دريا، و اركان دولت مثال انهاري هستند كه از دريا منشعب مي‌شوند." ولي ميرخواند آنرا از افلاطون مي‌داند كه فرمود: "پادشاه مانند جوي بزرگ بسيار آب است كه به جويهاي كوچك منشعب مي‌شود. پس اگر آن جوي بزرگ شيرين باشد، آب جويهاي كوچك را بدان منوال توان يافت، و اگر تلخ باشد همچنان." فريدالدين عطار نيشابوري اين موضوع را به عارف عاليقدر ابوعلي شقيق بلخي نسبت مي‌دهد كه چون قصد كعبه كرد و به بغداد رسيد هارون‌الرشيد او را بخواند گفت: "مرا پندي ده." شقيق ضمن مواعظ حكيمانه گفت: "تو چشمه‌اي و عمال جويها. اگر چشمه روشن بود تيرگي جويها زيان ندارد، اما اگر چشمه تاريك بود به روشني جوي هيچ اميد نبود." ..."

نشر سنایی

تکبرپنهان

آدمی زاد موجود زرنگی است ،می داند اگرقیافه بگیرد هیچ کس او را تحویل نخواهد گرفت .لذا در ظاهر تواضع می کند و برای کسی قیافه نمی گیرد ولی در واقع قلبش پر از تکبر است. تکبر پنهان،علاوه بر اینکه یک عیب بزرگ و خطرناک است،یک بیماری پیچیده و عجیب نیز هست.

چون کسی که تکبر پنهان دارد،غالبا نمی پذیرد که عیب در درونش وجود دارد و این مساله سبب پیچیده تر شدن موضوع می شود.شاید چون تکبر پیش همه انسانها زشت و نا پسند است و همه از تکبر بدشان می آید،معمولا کسی حاضر نیست به وجود آن در درون خود اعتراف کند،و به همین راحتی،انسان در تشخیص تکبر دچار اشتباه می شود.

در حالی که تکبر پنهان آثار بسیار گسترده ای در روحیات و رفتار انسان به جای می گذارد که با کمی دقت می توان آنها را مورد شناسایی قرار داد.بیش از دشمنان حق که با تکبر نابود شده اند،طرافداران حق باید از وجود تکبر پنهان در خود بترسند چون سرانجام وجود تکبر پنهان در آدم های خوب ،سرنوشت ۶۰۰سال عبادت ابلیس است...  

    

تکبر پنهان جدید ترین اثر حجت الاسلام علیرضا پناهیان می باشد که توسط انتشارات بیان معنوی با سبکی متفاوت راهی بازار نشر شده است.نویسنده در مورد این کتاب گفته است:در این اثر تمامی بندهای ارایه شده کتاب با وجود استقلال معنا، با یکدیگر پیوندی دارند که نشان از نوعی خلاصه‌گویی دارد. در نگارش این کتاب تصمیم داشتم با تجربه کردن این شیوه از خلاصه‌نویسی، تاثیر القای معانی به مخاطبان را ارزیابی کنم تا از نتایج آن در تالیفات بعدی‌ام کمک بگیرم و به این نکته دست‌یابم که آیا کم‌حجم نوشتن مطالب موجب نتایج عمیق‌تری در ذهن خوانندگان می‌شود یانه.                                                                                                                                     این کتاب در ۶فصل کوتاه و جذاب با عنوان های عیوب پنهان-چیستی تکبر-آثار شوم تکبر-انواع تکبر-تکبر پنهان-راه های مبارزه با تکبر-در ۲۰۵صفحه به نگارش درآمده است.
مطالعه کتاب حاضرکه ما را با لایه های عمیق تر مباحث اخلاقی آشنا می کند،در درجه اول می تواند با کمک کردن به کشف و برطرف کردن عیوب پنهان،موانع رشد معنوی ما را برطرف کند.و در درجه دوم،می تواند با ارتقای  تحلیل ها و دیدگاه های ما در مسائل مختلف اجتماعی،تلاش های ما برای رشد جامعه را قرین توفیقات بیشتری نماید.

جنایت ومکافات


یکی از رمان های به یاد ماندنی از داستایوفسکی نویسنده روسی است . شخصیت اول داستان جوانی است که در خانواده ای سه نفره زندگی می کرده و اکنون برای ادامه تحصیل به شهر دیگری رفته است . او در آلونکی کوچک و کثیف زندگی می کند و تمام خوراک روزانه اش به یک ظرف سوپ ختم می شود . راسکلینکف بیماری است عصبی که نشانه های بیماری اش زمانی هویدا می شود که گرسنگی او را به قتل وادار می کند

.

او که در محیط دانشگاه جوان ساده دل و منزوی و گوشه گیر و در عین حال بدبینی بود با رازومیخین رفاقت می کند راسکلینکف جوانی است با موهای بور و چشمان آبی و صورتی رنگ پریده گرچه در ابتدای ورودش اوضاع مالی بدی ندارد کم و بیش کمک مادر و خواهر می رسد اما کم کم وی شرایط را وخیم می بیند تصمیم می گیرد با دوست خود شروع به تدریس کند تا بتواند هزینه تحصیل را خودش فراهم کند .
وی کم کم با بدتر شدن اوضاع مالی شروع به فروش اشیاء قیمتی خود می کند تا هزینه عقب افتاده اتاق اجاره کرده را در آورد رفته رفته گرسنگی او را به ناامیدی و توهم می کشاند توهمی که در ابتدا چندان مشهود نبود و بعدها علی رغم پنهان کاری ها و تعقل در امور اما از حدود و مرزهای جسم فراتر می رود و گاهی در کلام ، گاهی در لرزش و تعرق بدن آشکار می گردد . 

اشیاء قیمتی خود را پیش پیرزنی گرو می گذارد تا پولی دست و پا کند منزل پیرزن در ساختمان چهارطبقه ای تاریکی است که در آن همسایه ها از هم بی خبرند . راسکلینکف روزی در قهوه خانه ای نشسته بود که شاهد گفتگوی دو فرد ناشناس می شود که در مورد رباخواری و طمع پیرزن صحبت می کند و با شنیدن ادله آنها شروع به ساخت استدلال می کند تا افرادی که گرفتار طمع و بدی پیرزن هستند را نجات بدهد و به قولی عدالت را خودش با دست خودش اجرا کند .

راس ناگهان تصمیم وحشتناکی می گیرد با طرحی دقیق و از پیش طراحی شده تبری را از آشپزخانه صاحبخانه بر می دارد تا اشیاء ای را که به پیرزن طماع داده است و وی برای پس دادن آن پول بیشتری می خواهد را به قتل برساند . پیرزن را در منزل با ضربه ای از پشت سر از پا می اندازد پیرزن روی زمین افتاد صدای چرخش دستگیره آمد راس قائم می شود پیر دختر با دیدن جسد خواهر خون آلودش شروع به سر و صدا می کند سر و صداهایی خفیف و جانکاه راس که اوضاع را وخیم می بیند او را نیز به قتل می رساند تبر را می شورد اشیاء خود را با باقی اشیاء بر می دارد اما همین که می خواهد فرار کند صدای پایی را از راهرو به سمت بالا می شنود صدای پا طیقه دوم نه سوم و حالا بالا صدای زنگ درب مردی که در پشت در هست شک می کند جریان را به فرد دیگری که مستاجر آنجا بود ، می گوید . 

آنها در پی بررسی علت عدم پاسخ گویی پیرزنی که هیچ وقت خانه اش را ترک نمی کرد از ساختمان بیرون می روند تا بتوانند در را باز کنند راس از این وضع به نحو احسن استفاده می کند بدون اینکه کسی متوجه شود حتی دو کارگر نقاش در یکی از طبقات پا به فرار می گذارد و از مهلکه جان سالم به در می برد . این ابتدای داستان جنایت است و در ادامه شاهد مکافات بعد این جنایت وی هستیم .

فضای داستان های داستایوفسکی عموما تاریک و غم آلود است از لا به لای کاغذ ها بوی نم اتاق های فقیرانه و یا منازل مجلل مستکبرانه افراد بی غم و آفیت طلب را حس می کنید . معمولا قهرمانان داستان وی افرادی مجنون هستند که دچار تنگی معیشت هستند و این تنگی معاش از آنان افرادی انقلابی پدید می آورد .