داستان «خوش نشين» اگرچه از نظر فضا و جغرافياي داستان و برخي المان‌هاي ديگر نزديك به داستان فيلم‌هاي آپارتماني است و كاملا اين ظرفيت را دارد كه وفاداري زوج داستان را زير سوال ببرد،  اما در آن نه تنها رگه‌اي از خيانت ديده نمي‌شود كه محبت و عشق زوج حاضر در داستان بسيار شوق آور و رشك برانگيز است. رابطه اين زوج (مهرداد و بهار) اگرچه در طول داستان دچار فراز و نشيب مي‌شود و در جاهايي احساس دو طرف نسبت به يكديگر تغييراتي مقطعي پيدا مي‌كند اما چيزي كه خواننده با آن مواجه است، همواره رابطه‌اي بدور از شك در وفاداري يا خيانت زوجين است.

در كنار ساير ويژ‌گي هاي مثبت «خوش نشين»، علي موذني توانسته به روايت يك داستان خانوادگي حول محور كشمكش‌هاي درون خانواده بپردازد و براي پيش بردن داستان و ايجاد گره در آن، متوسل به موضوع خيانت نشود. شايد روي كاغذ موضوعات زيادي باشد كه بتواند در بستر يك خانواده روايت شود ولي واقعيت آن است كه وقتي به توليدات هنري اين روزهايمان نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم كه كار موذني قابل تقدير است. خانواده ايراني در شرايط امروز مي‌تواند با بحران‌هاي متفاوتي روبرو شود و چالش‌هاي زيادي بغير از خيانت مي‌توانند موجب تلاطم در خانواده شوند. موذني روي يكي از اين درگيري‌هاي فراگير دست گذاشته است.

حالا بگذريم از اينكه رمان او امتيازات قابل توجه ديگري هم دارد كه موضوع اين مطلب نيست. تصوير سازي معقول و باور پذير و سالم از عشق همسران، نگاهي همراه با عزت به غيرتمندي مرد نسبت به خانواده، جايگاه زن در خانواده و مديريت و اثرگذاري وي با ابزار محبت و قرار گرفتن او در جايگاه زنانه، مهم بودن درآمد حلال و سالم در داستان، احترام به والدين و... برخي از اين ويژگي‌هاي مثبت است.

به هر حال علي موذني در آخرين اثرش نشان داد كه چالش‌هاي امروزي يك خانواده معاصر و درگيري‌هاي فكري اعضاي خانواده با هم منحصر به «خيانت» آنها با يكديگر نيست و خيلي چيزهاي ديگر هم مي‌تواند محور قصه‌هايي از اين دست قرار گيرد. از اين منظر تلاش علي موذني شايسته خدا قوتي حسابي است.