«لحظه‌های انقلاب» روایتی مردمی از انقلاب اسلامی است
لحظه‌های انقلابِ گلاب‌دره‌ای اولویت دادن به روایت مردمی از انقلاب و دست گذاشتن روی احساس و وقایع و کنش‌گری مردم و درگیری آن ها در روند انقلاب را پی‌ می‌گیرد. خواندن لحظه‌های انقلاب حسی به خواننده می‌دهد، از جنس «پایی که جاماند» و «نورالدین پسر ایران» و «دا»، یعنی ژانر فراموش‌شده‌ی              انقلاب مردمی نه صرف تقلیل انقلاب به بعضی چهره‌های مهم.
او در این نوشته‌ صرفاً دانای کل راوی وقایع یا حدیث‌نفس‌کننده نیست. گزارش وقایع بر اساس دردها و احساس مسئولیت نگارنده نسبت به اجتماع خودش نگاشته شده است.

 راوی هم اول شخص است که حالاتش را دارد بازتاب می‌دهد، اما این گزارش مثل خیلی موارد مشابه دیگران به حدیث نفس نگارنده محدود نشده و تقریباً چیزی از خود بر آن نیفزوده است، یعنی احساسات نگارنده‌ی درگیر ماجرا حس می‌شود. به تعبیری منِ نویسنده بزرگ‌تر از اصل ماوقع نیست، حتی از نمایش ضعف‌ها و ترس‌های خود نیز ابا ندارد.

با آدم عادی رو به رو می‌شوی که ممکن است هزار خراب کاری فردی هم داشته باشد، اما دغدغه‌ها و احساس مسئولیت‌ها او را به کنش‌گری‌های مهمی واداشته و حال بدون تغییر در حال روایت‌گری آن است. گلاب‌دره‌ای نماد مردم ایران است که دین‌داریِ جمعی دارند ولی ممکن است دین‌داری فردی‌شان به این محکمی نباشد. خلقیات منفی خود نگارنده و مردم هم به خوبی نمایش یافته است. و به تعبیر خودش دغدغه‌ی عمل به وصیت برادران و خواهران خیابانی‌اش که در فرایند مبارزه همراه بوده است دارد.


 نگرانی از آینده‌ی انقلاب و جامعه هم برای او وجود دارد: «یکی در درونم حرف می‌زند. صدایش را می‌شنوم . صدایش را به وضوح می‌شنوم. بیخ گوشم می‌گوید: «اگر کار انقلاب تمام شود و تو ببینی، حتی یکی از خواسته‌های این خلق، عملی نشده و تو و این محرومان مظلوم هم چنان باید در فقر و فلاکت و بدبختی و بی‌پناهی خودتان دست و پا بزنید آن وقت چه خواهی کرد و چه خواهی گفت و چه خاکی بر سرت خواهی ریخت؟»
هم خود نشان داده که نسبت به جامعه نگاه مسئولانه‌ی غیراشرافی و نخبه‌گرایانه دارد هم به نقد جدی روشن‌فکران دور از مردم پرداخته و از زدن این روشنفکران ابایی ندارد:
 - تمسخر روشن‌فکرهای ترسو که می‌گویند «ما مسئولیم. ما باید تغذیه‌ی فکری خلق را تامین کنیم» اما در فرایند مبارزه حاضر نیستند. «می‌مونه همین آدم‌فروشا که هم می‌خوان کار نکنن و هم می‌خوان مفت بخورن و مفت بپوشن و پز هم بدن و طرفداری هم بکنن و در ضمن نوکر اربابای سابقشونم باشن اون وقت حالا که ارباب نیست معلومه چه خواهند کرد. این انگل‌ها از زمانی که در طول تاریخ بشر دیدن می‌شه کار نکرد و به عناوین مختلف از زیرش در رفت، کار نکردن و از زیر کار شونه خالی کردن و هی حرف زدن.» این حرف‌ها هم در قالب وقایع واقعی گفته و با سیر متن که جلو می‌روی بر خلاف بسیاری موارد مشابه حالت بیانیه‌گون از آن احساس نمی‌شود.
  لحظه های انقلاب-محمود گلابدره یی-عصر داستان