بهاییت در ایران
دالگورکی برای رسیدن به اهدافش ابتدا به دروغ اظهار اسلام میکند و برای کسب علوم اسلامی به حوزهٔ علمیه اصولیون در تهران وارد میشود و بعد از مدت کوتاهی متوجه میشود که عقاید علما و مردمی که پیرو اصول مذهب شیعهٔ اثنی عشری هستند، آن قدر محکم است که او نمیتواند کاری از پیش ببرد. به همین دلیل این بار به حوزهٔ علمیه «شیخیه» میرود.
شیخیه فرقهای بود که با حمایتِ مستقیمِ فتحعلی شاه قاجار محفلشان رونق گرفته بود و به نوعی علمایِ آن آخوندهای درباریِ نیمهٔ اول عصر قاجار محسوب میشدند. اعتقاد پیروان این فرقه بر این مبنا بود که ایشان برای عمل به احکام و صدور فتاوای جدید به برداشت از قرآن، دستورات پیامبر و امام اعتقاد داشتند و عقل را به عنوان مبنا قبول نداشتند. در مقابل، دم از چیزی به نام رکن رابع میزدند. یعنی معتقد بودند که در زمان غیبت امام زمان(عج) باید به «رکن رابع» مراجعه کرد و رکن رابع از نظر آنها کسی بود که به واسطهٔ ریاضتها به درجهای رسیده باشد که شخصاً به دیدار امام عصر نائل آمده و فتاوای جدید را از ایشان بپرسد! در واقع شیخیهایها در عمل منکر عقل و احادیث مربوط به استخراج احکام توسط علما میشدند.
با ورود دالگورکی به حوزهٔ علمیهٔ شیخیه و آگاهی پیدا کردن از عقاید بعضاً عجیب و غریب علمای شیخیه دربارهٔ باب امام زمان بودن و دیدار با ایشان، کشف کرد که تنها راه نفوذ و ایجاد تفرقه در ایران استفاده از همین ظرفیت عالی است…

این که چه طور همین جناب دالگورکی به بهانهٔ ادامه تحصیلات حوزوی به کربلا میرود و میشود شاگرد سید کاظم رشتی، عالم بزرگ فرقهٔ شیخیه و این که بعد چطور جناب علی محمد شیرازی را کشف میکند و این طلبهٔ حشیشی را قانع میکند که تو بابِ امام زمانی و باید قیامت را آغاز کنی، تازه قسمت اول داستان است. مصیبت اصلی وقتی اتفاق میافتد، که با توطئهٔ این جناب دالگورکی دو لشکر از مردم ایران، یکی به حمایت علی محمد باب که دیگر آن موقع ادعای امام زمان بودن میکرد و لشکر دیگر به فرماندهی امیرکبیر (صدراعظم ناصرالدین شاه جوان) برای تجزیه نشدن ایران، روبروی هم قرار میگیرند و برادرکشی اتفاق میافتد.
بعد و محاکمه و اعدام علی محمد باب توسط علمای تبریز، تحرکات جانشینان علی محمد که کاملاً با سفارت روسیه هماهنگ بودند، دوباره شروع میشود. آنها قصدِ کشتن شاه را میکنند و با شکستِ نقشهشان، شاه حکم تبعید بابیان را صادر میکند. با ورود بهائیان به خاک عثمانی، بهاءالله همه کارهٔ فرقهٔ جدید میشود. بهاءالله رهبر پیروان علی محمد باب و البته نوکر رسمی انگلیس میشود.
کتاب «بهائیت در ایران» که آقای دکتر سید سعید زاهد زاهدانی با همکاری محمد علی سلامی آن را نوشته، کتاب بسیار جامع و محققانهای است که برای شناخت عقاید و تاریخ ایجاد و چگونگی ادامهٔ حیات این فرقهٔ بیگانهساز مفید است. کتاب با لحن سادهای نوشته شده و تکیه بر منابع مستندی دارد.
خواندن این کتاب دربارهٔ نقشهای بهائیان در کشف حجاب اولیهٔ قبل از کشف حجاب رضاخانی، ایجاد لژهای فراماسونری، ایجاد انحراف در مسیر مشروطیت، کشتار، فتنه و… اطلاعات خوبی به شما خواهد داد.
مشاوره کتاب یا همان معرفی کتاب های خوب و البته نقد کتاب های خوب نما از اهداف ماست. شما نیز تجربیات خود را از خواندنی ها برای ما بفرستید تا به نام خودتان منتشر کنیم.